معمولا انتخاب موضوع برای فیلم کوتاه، نخستین مرحله و بسیار دشوار است.
زیاد به موضوعات مهم در ذهنتان نیاندیشید و اجازه بدهید موضوعات ساده از زندگی روزمره، خود به سراغ شما بیاییند که می آیند.
همچنین در نخستین بارها می توانید با راهنمایی استاد یا داستانی که جایی خوانده اید آغاز کنید.
توجه داشته باشید که وقتی يک فیلمساز به انتخاب و سليقهي خودش موضوعی را دنبال می کند بايد بتواند همهي مواد اوليه ای را که برای ساخت و توليد فيلماش مناسب تشخيص می دهد داشته باشد. مثلاً نميتوانيم در نخستين تجربهها صحنههاي جنگي عظيم و تاريخي (مثل بنهور) را بازسازي كنيم، پس بهتر است به آن فكر هم نكنيم.
جمع آوری اطلاعات اوليه
قبل از اين که برای تهيه يک فيلم اقدام كنيد، بايد هر چه میتوانید دربارهي موضوع کارتان اطلاعات فراهم بياوريد و طرح اوليه ای را برای ترتیب و توالی ساختار فيلم در نظر بگيريد. يعنی مراجعه به منابع اطلاعات، جمع آوری مدارک منتشر شده درباره موضوع چه به صورت نوشته و چه تصويری و از همه مهمتر پيش بينی آنچه در محل رخ ميدهد (از قبيل وضعبت آب و هوا و اسكان و وضعيت جمعيت و ...) همراه بررسي امكانات و تجهيزات فيلمبرداري موجود(دوربين، ميکروفون و مينی ديسک...).
اين موضوع به شما كمك ميكند تا طرح واقعبينانهتري بريزيد كه امان بهتر ساختن آن را داشته باشيد.
خط داستان يا طرح اوليه
طرح اوليه يعنی پيشبينی ما از نحوهي پرورش و پيشبرد داستان یا رویدادی که بنا داریم به وسیلهی تصاویر ویدئو ضبط کنیم، و محتوای احتمالی آن؛ طرح اوليه به ما کمک میکند که عوامل تعيين کننده و مؤثر در بيان مطلب را بشناسيم، نقطه تمرکز گزارش را تعيين کنيم و بهترين رسانه برای بیان هريک از وجوه داستان را انتخاب کنيم.
برای تهيه طرح اوليه از يك ايدهي خام براي فيلمسازي، بايد عوامل گوناگون آن را تجزيه و بررسی کرد:
* پيش زمينه و مقدمه ای که دليل اهميت و انتخاب موضوع را (دستكم براي خود ما) نشان بدهد.
* شخصيتهای اصلی )چه جانددار و چه بيچان) كه بناست از آنها فيلم گرفته شود.
* محل و نوع اتفاقی كه قصد فيلمسازي از آن را داريم.
* مطالب مربوط ديگر...
موضوعات بسياري قبل از قرار گرفتن در پشت دوربين به ذهن متبادر ميشوند. به همين دلیل بهتر است که به فهرست بالا چه بر روی کاغذ و چه در ذهن خودتان شماره ترتيب ندهيد. و هرگز آن را كامل ندانيد، اگرچه حداكثر تلاشتان را براي تكميل آن بهخرج داده باشيد!
در نهيات نيز بايد طرح اوليه مان را بازنگری کنيم. روی يک صفحه کاغذ تمام عواملی را که پيشبينی کردهايم و نحوهي همگذاری آنها را برای خودمان میکشيم. اين طرح همچنان که از نامش بر میآيد «اوليه» است و فقط يادداشت و راهنمای ما برای مراحل بعدی است. و در اين مرحله احتياجی به ظرايف ذوقی و هنری ندارد.
فايدهي اين پيشبينیها اين است که اگر کمبودی در صحنه و هنگام فيلمبرداري، وجود دارد يا جنبه ای از داستان ناگفته مانده است، متوجه شويم و منابع و وسائل مورد نياز را شناسائی کنيم.
سینما شاخهای از هنر است که در آن یک داستان به وسیله دنبالهای از تصاویر متحرک که بر روی نوار سلولوئید ثبت می شوند، نمایش داده میشود. یک نمایش سینمایی که فیلم سینمایی نامیده میشود، از عناصر تصویر (به صورت مجموعهای از عکس های متحرک) و صدا (گفتگو، موسیقی و...) تشکیل شدهاست. سینما جدیدترین شاخه هنر، معروف به هنر هفتم است که امروزه یکی از عمومیترین و محبوبترین تولیدات سرگرمی و هنری را ارایه میکند.
تعریف برگرفته از دانشنامهي آزاد اينترنتي ويكي پديا
تعاريف ژان لوك گدار از سينما: ۱ـ سينما سلاحيست كه در هر ثانيه ۲۴ گلوله شليك ميكند.
........................................ ۲ـ سينما عبارتستاز تبديل سرمايه به تصوير متحرك!
دو تعريف فوق تعاريفي از سينما بودند كه من دوست ميداشتم، نخستين متعلق به ژانلوگ گدار شورشي و جوان در دهههي ۶۰ ميلادي است و دومي متعلق به همان فيلمساز كه در دههي ۹۰ اذعان داشته. شما ميتوانيد با جستجو در سايت گوگل به تعاريف ديگري از ساير سينماگران بزرگ دستيابيد.
معرفی کتاب در این زمینه:
«برسون يعني سينماي فرانسه، همچنان كه داستايوفسكي يعني ادبيات روسيه و موتسارت يعني موسيقي آلمان» اين جمله را زماني ژان لوك گدار درباره برسون گفته بود!

یادداشت هایی در باب سینماتوگرافی
روبر برسون
ترجمه علی اکبر علیزاد
همراه با مقاله ای از سوزان سونتاگ
چاپ دوم، 1386
قیمت: 2000 تومان
هدف از اين وبلاگ بازخواني ساده و سريع اصول اوليه و ارزشمند سينما است. در زمانهيي زندگي ميكنيم كه هنرها از شكل تك بعدي خود خارج شده و هنرهاي تلفيقي يا بين رشتهيي از هر سو رستهاند.
سينما شايد از سويي نخستين هنر تلفيقي و از سويي مدرنترن هنر از هفتگانهي هنرهاي ناب است. هفتمين هفتگانهيي قديميتر و البته هم نابتر. و سينما آغاز پيداش هنرهاي تلفيقي است، چنانچه ذكرش رفت. چرا كه اقتضاي خود آن چنين است.
از ديگر سو سينما آغاز تركيب و تلفيق صنعت است در يك هنر به شكلي مستقيم. اگرچه به عنوان نمونه سازسازي نيز صنعتي بوده در كنار موسيقي، اما سينما خود صنعت است و نه صنعتي در كنار دارد.
اين صنعت اكنون با پيدايش فناوري ديجيتال و همهگيري اين فنآوري در زمانهِ ما، با توجه به سهولت دسترسي و كم بودن هزينههاي مادياش. عموميتر شده است. با تجهيز گوشيهاي تلفن همراه به دوربينهاي فيلمبرداري، امروزه هر شخصي قادر به ثبت و ضبط تصاوير مختلف خواهد بود.
چگونگي ضبط و ثبت تصاوير و ارائهي بهتر آن ميتواند به همهگتان در انتقال تجربيات و ديدهها به ديگران كمك كند.
اگرچه تصويربرداري و خاصه تصويربرداري ويدئو در قاب كوچك نيازمند زيباشناسي خاص خود است، اما اين زيباشناسي بر پارادايم همان زيباشناسي سينماي كلاسيك بنا شده و زيرمجموعهيي از همان منظور ميشود؛ بنابر اين شناخت سينما، آنگونه كه بوده و در سينماي حرفهيي هنوز هست، لازم مينمايد.
اين وبلاگ قصد دارد، اموزشگاهي مجازي باشد براي بيان مفاهيم كلاسيك سينمايي و هم راهكاري آموزشي ارائه دهد براي توليد و بازاريابي و عرضهِ شكلي ديگر از سينما كه به نسل چهارم سينما مشهور گشته است.
در اين راه مشتاقانه دست همهِ علاقهمندان را ميفشارم و از انتقاد و پيشنهاد و نظرات مختلف تا آنجا كه در توان دارم، استقبال خواهم كرد.
در همين رابطه ميتوانيد يادداشت: نسل چهارم سينما، برای مستقلها را بخوانيد!