تبليغاتX
سینمایی

سینمایی

وبلاگ کانون فیلم فرهنگسرای دختران

برگزاری هشتمین نشست آموزشی کارگاه آزاد سینمایی کانون فیلم

هشتمین نشست آموزشی کارگاه آزاد سینمایی کانون فیلم فرهنگسرای دختران چهارشنبه ۲۷/۶/۸۷ در سالن سینمای فرهنگسرا برگزار شد. در این نشست درباره تغییر مکان و زمان کارگاه با اعضاء و کارشناس هنری فرهنگسرا گفتگو شد که به نتیجه ای نرسید و زمان و مکان برگزاری کارگاه فعلاً تغییری نخواهد داشت. همچنین بروشورهایی حاوی اطلاعات و توضیحاتی پیرامون فیلم اتاق کار دکتر کالیگاری منتشر و توزیع شد و بنا بر نمایش این فیلم بود، اما به درخواست آقای پوریا رفیعی فیلم کوتاه جایی دنج برای ماهیها به دلیل فرصت کمی که موجود بود و تنها امکان نمایش یک فیلم را می داد، جایگزین آن شد.
از دیگر مباحث این جلسه می توان به گفتارهایی درباره مکاتب و ژانرها در سینما و بحث پیرامون دومین فیلم کوتاه نسل چهارم سینمایی که در کانون تولید شده است به نام: بازگشت با باران ساخته مهدی زادمهر که در همین جلسه نمایش داده شد، اشاره کرد.فیلم كوتاه «جایی دنج برای ماهی‌ها» از تولیدات مركز گسترش سینمای مستند و تجربی به كارگردانی ناصر ضمیری
با وجود اینکه متاسفانه به دلیل کمبود وقت، فرصتی برای نقد و بررسی فیلم جایی دنج برای ماهیها فراهم نیامد. این ساخته ناصر ضمیری که در جشنواره های بین المللی بسیاری حضوری چشمگیر داشته، فیلمی ارزشمند بود که جای بحث و گذاشتن زمانی ویژه در آینده دارد. داستان این فیلم درباره زوج كوتاه قدی است كه تنها دغدغه زندگی شان، به دنيا آوردن فرزندی پس از ده سال زندگی مشترك است. و درگیرهای آنها با جامعه و روزمره گی هایشان را به موثرترین شکلی به تصویر می کشد.

پیوندی مفید:
درباره پسا مدرنیسم (Postmodernism)

+احمد زاهدی  | 

ژانر (Genre)

مفهوم ژانر، بر گرفته از کلمه فرانسوی به معنای «نوع»، «دسته» و مشتق از واژه لاتین genus است. تا پیش از قرن بیستم نام های ژانری به عنوان رده هایی عام برای تنظیم و دسته بندی شمار زیادی از متون، کاربرد گسترده ای داشتند. به ویژه این مفهوم نقش مهمی در طبقه بندی و ارزش گذاری ادبیات ایفا کرده بود.
در بررسی های ادبی، اصطلاح ژانر به اشکال مختلف به کار می رود تا به تمایزهای میان انواع متن اشاره کند:
نوع نمایشی (حماسی / تغزلی / دراماتیک)، نوع رابطه با واقعیت (داستانی / غیرداستانی)، نوع پی رنگ ( کمدی / تراژدی )، ماهیت محتوا (رمان احساساتی / رمان تاریخی / رمان ماجرایی ) و ...

صحنه ای از فیلم « باغبان آبپاشی شده » ( اولین نمونه فیلم داستانی)

با ریشه دار شدن سینما و تنوع موضوع ها و سبک ها کم کم نیاز به دسته بندی فیلم ها، موجب شد تا اصطلاح ژانر درسینما نیز مورد استفاده قرار گیرد.
در صنعت فیلم ، نظام ژانری و ژانرها مفاهیمی انتزاعی هستند که بر اساس توافقی اعلام نشده بین سازندگان و تماشاگران بنا شده اند. ژانر مجموعه ای از قواعد برای ساختار روایی و تصویری فیلم ها شکل می دهد که هم برای فیلم ساز و هم برای بیننده آشنا هستند. در واقع این خود فیلم ها هستند که به طور ضمنی مفاهیم ژانری را موجودیت می بخشند.
طی سال های آغازین تولید فیلم ، هر فیلم اغلب به وسیله طول زمانی و موضوعش شناخته می شد و اصطلاحات ژانری، آزادانه و بی ضابطه به فیلم ها اطلاق می شدند؛ مثلا «فیلم های داستان دار» یا «فیلم های دعوایی». و قتی حول و حوش 1910 عرضه فیلم سرانجام از تقاضا پیشی گرفت، اصطلاحات ژانری به طور فزاینده برای شناسایی و تفکیک فیلم ها به کار رفتند. در حالی که ژانرها در حوزه متون ادبی در وهله اول واکنشی بودند به پرسش های نظری یا به نیازهای عملی برای طبقه بندی، واژگان ژانری سینمای اولیه در واقع نوعی زبان ارتباطی اختصاری رایج میان توزیع کنندگان و نمایش دهندگان فیلم ها بودند.
واژگان ژانری سینمای اولیه معمولا از اصطلاحات ادبی و تئاتری اخذ شده بودند، مانند «سینمای کمدی /  کمدی» و «رمانس» یا صرفا دستمایه را توصیف می کردند مانند «فیلم های جنگی»، اما واژگان ژانری سال های بعد اغلب از تجربیات مختص سینما به دست آمده بودند مانند «فیلم تروکاژی»، «فیلم انیمیشن»، «فیلم خبری». با ضابطه مند شدن تولید فیلم در طول جنگ جهانی اول و پس از آن، واژگان ژانری بیش از پیش تخصصی شدند.
پیش از 1910 در آمریکا، توزیع کنندگان و نمایش دهندگان معمولا یک صفت خاص و یک اسم عام را برای توصیف نوع فیلم به کار می بردند مانند «کمدی تعقیب»، «ملودرام وسترن»... در دوره متاخرتر نیز تنها همان صفت بود. مثلا اسلپ استیک (کمدی بزن و بکوب)، فارس، برلسک به جای این که صرفا گونه هایی از کمدی باشند بدل به ژانرهایی جداگانه شده بودند. اما به تدریج و به ویژه با مستحکم تر شدن پایه های نظام استودیویی اصطلاحات ژانری نیز طبقه بندی و قانون مندتر شدند.

منبع: تاریخ تحلیلی سینمای جهان ، نوشته ریک آلتمن
برای اطلاعات بیشتر به اینجا رجوع کنید

+احمد زاهدی  | 

برگزاری هفتمین نشست آموزشی کارگاه آزاد سینمایی کانون فیلم

روز چهارشنبه ۲۱ شهریور هفتمین نشست آموزشی کارگاه آزاد سینمایی کانون فیلم در محل سالن سینمای فرهنگسرای دختران برگزار شد. در بخش نخست این جلسه ضمن بیان لزوم کار گروهی در سینمایی و صبوری و تلاش برای دستیابی به کمال (اگرچه کمال در همان تلاش نهفته باشد) بحث شد و سپس مجموعه همه فتو رمان هایی که اعضا ساخته بودند به نمایش در آمد که در بخش ویدئوهای اینترنتی ما در حاشیه همین وبلاگ می توانید ببینید.

عباس کیارستمی، پشت صحنه فیلم کوتاه شام یکنفره که با دوربین لومیرها ساخته است

سپس مجموعه یی از فیلمهای صد ثانیه یی که به مناسبت یکصدمین سال اختراع سینما توسط سینماگران برجسته دنیا با دوربین لومیرها ساخته شده بود به نمایش درآمد، منجمله فیلم شام یکنفره کیارستمی که عکس عباس کیارستمی در پشت صحنه این فیلم را در بالا می بینید و در آخر جلسه درباره این آثار گفتگو شد.

پیوند مفید:
عقاب تیز چشم سینمای انقلاب، شرح جامعی بر زندگی و آثار آیزنشتاین و نقدی از رزمناو پوتمیکین

+احمد زاهدی  | 

یاداشت میثم احمدی درباره کانون فیلم

اصالت فرهنگ و هنر

به نظرمن تمام اعتبار یک ملت و سهم زیادی از اقتدار یک کشوربه فرهنگ غنی بر پایه ی تفکری ناب است.
با آگاهی مردم یک جامعه است که جامعه رو به تعالی گام بر میدارد و یکی از ارکان اصلی این آگاهی به طورحتم فرهنگ و هنر یک ملت است.
پایداری هنرجز پایدارترین پایداریهاست وعلت آن است که سرو کار آن باروح جان آدمیست وجدای ازمادیت وجسمیت است.
گرچه باید گفت که امروزه متاسفانه هنر تا حدود زیادی کاربردی ابزاری وجنبه ی مادی پیدا کرده است و از مسیر اصلی خود خارج شده است و گاه وبی گاه برای مقاصدی پوچ وبی ارزش قدم به پیش میگذارد و آن چنان که باید رسالتی که بر دوش آن است به انجام نمی رساند.
ولی میدانیم که هدف اصلی هنرچیزی جزشناساندن و نشان دادن زیبای ها..خوبی ها..پاکی ها ومانع شدن بر سر بدیها نیست ونباید این امرکه اگر فرهنگ وهنراز بشرگرفته شود زندگی رو به تزلزل ونابودی ویا آن که حداقل به سوی سردی وتکراری بودن کشیده میشود شک کرد.
برای جهانی شدن تنها علم و اقتصاد پوینده وفعال کارساز نیست بلکه در کنار این دو اصلی نهفته وپنهان است که ازآن به عنوان فرهنگ یاد میشود.
فرهنگ راه شکستن مرزهاست..مرزهای جغرافیایی و هنر راهی برای وصل کردن و نزدیک کردن دلهاست..راهی برای فراموش کردن کینه ها و خودخواهی هاست..برای دیدن زیبای هاست.
ما نیز به سهم خود درکارگاهمان و در محفل ارزشهایمان به دنبال آن هستیم که در حد توان خود قدم به سوی انسانیت و هنری انسانی برداریم و از اصالت هنر صیانت کنیم.

نوشته میثم احمدی عضو فعال کانون فیلم

+احمد زاهدی  | 

برگزاری ششمین نشست آموزشی کارگاه آزاد سینمایی کانون فیلم

شمین نشست آموزشی کارگاه آزاد سینمایی کانون فیلم نیز برگزار شد. در این جلسه فتو رمان های آقای احمد عرب و خانم دیبااردلان نمایش داده شد و مورد نقد و بررسی قرار گرفت، همچنین فیلم مستندنمایی از فیلم احمد شاه، ساخته پوریا رفیعی کوتاه احمد شاه، ساخته پوریا رفیعی با حضور کارگردان نمایش داده شد و درباره فیلم بحث گروهی شکل گرفت. احمد شاه مستندی است شخصیت محور، که به حق می توان آن را از برجسته ترین فیلم های مستند پس از انقلاب نامید و روایت زندگی پیرمردی روستایی و پسرش روانپریشش را بازگو می کند که خود را احمد شاه و سلطان جهان می داند. استفاده از تلفیق گونه های مستند و مستندهای آرشیوی، نگاه ضد استبدادی فیلم و ساختار تجربی آن، فیلم احمد شاه پوریا رفیعی را بیش از هر پیش حائز اهمیت ساهدیه تهرانی در نمایی از فیلم رومئوی من کجاست، ساخته عباس کیارستمیخته است.
فیلم کوتاه دیگری که در این جلسه نمایش داده شد: رومئوی من کجاست؟ ساخته عباس کیارستمی بود. این فیلم که گفته می شود گزیده ای از فیلم بلند شیرین به کارگردانی عباس کیا رستمی است، در جشنواره ی کن ۲۰۰۷ یکی از سه نماینده ی ایران بود. برای دانلود این فیلم زیبا می توانید به لینک زیر مراجعه کنید:
دانلود: فیلم کوتاه " رومئوی من کجاست ؟ " - به کارگردانی عباس کیا رستمی ( فرمت : دبلیو ام وی )
فیلم " رومئوی من کجاست ؟ " واکنش هفده زن را هنگام دیدن فیلم رومئو و ژولیت نشان می دهد. این هفده زن، هفده بازیگر توانای ایرانی هستند که از میان نزدیک به نود بانوی سینمای ایران، برگزیده شده اند.

پیوندهای مفید:
یک مقاله تحلیلی و آموزشی تاریخی در باره: پیشگامان سینمای مستند
یک مقاله سینمایی از وودی آلن:
 راهنماي مختصر و در عين حال مفيد، براي نافرمانيِ مدني!
یک مقاله خواندنی از یک روزنامه: چرا به سينما مي رويم؟ 

+احمد زاهدی  | 

یادداشت پوریا رفیعی درباره کانون فیلم

ساختن فیلم پیوند دادن افراد به یکدیگر
 و  به اشـیاء به وسـیــله نـگاه هاسـت

روبر برسون

پوریا رفیعی

روزگاری بودکه فانوس خیال در اسارت سرمایه و سیاست بود مثل قلعه و یا دژ بود که وررد به آن تقریباً امری محال به نظر می رسید؛ اما اکنون با وجود دوربینهای کوچک و تلفن همراه حتی پسرکی بازیگوش هم می تواند دست به ثبت لحظه بزند. دوربین وارد چرخه زندگی عادی و روزمره شده و دیگر مختص ستارگان کم فروغ و یا استودیوهای سربه فلک کشیده نیست و می توان لحظه به لحظه زندگی را پاسداشت و هر آنچه هست، عریان و خالی از دروغ آشکار نمود و می توان از لبخند یک مادر به کودک دلبندش، از چیدن سفره هفت سین توسط دخترک مو خرمایی، از نگاه منتظر همسر پشت پنجره بخار گرفته، از دستان پینه بسته پدر، از لمیدن بچه گربه کنار پله های همسایه، از فریاد شادی طرفداران فوتبال، یا از آب دادن به گلهای شمعدانی توسط مادربزرگ و از غنچه های سر گردان نیلوفر کنار مرداب تصویرگرفت و می توان با نمایش و تابش آن دلهای سرد و آزرده را گرما و التیام بخشید و نترسیم از اینکه قلبمان را با دیگری تقسیم می کنیم و بیایم باهم فیلم بسازیم و به سینمایی بیندیشیم که با پول و زور پیش نمی رود بلکه با شور و خلوص هویت خودش را ترسیم می کند.

نوشته پوریا رفیعی کارشناس سینما و عضو موسس کانون فیلم

 

+احمد زاهدی  | 

یاداشت مهدی زادمهر درباره کانون فیلم

مهدی زادمهر

در نگاه اول، کارگاه فیلمسازی، معانی مختلفی را به  ذهن متبادر می سازد. افراد هنرجو نیز هرکدام با طرز فکر و دیدگاه های مختلف، مطمئناً به قصدی وارد این کلاس ها می شوند. از نظر من هنرجویی که به واقع قصد استفاده از این کلاس ها را دارد، بایستی ابتدا به خودشناسی و سپس به شناخت جامعی از هنر دست یابد و حد و حدود علاقه ی خود به هنر را معین سازد و سپس به فیلمسازی کوتاه پرداخته و با ایجاد کردن هدف (نه الزاماً بزرگ) در این راه نو قدم بردارد. از کاستی هایی که می توان در این نوع کارگاه به آن اشاره کرد، نبود بحث های جمعی بین هنرجوهاست، که به نظر دلیل اصلی آن شناسانده نشدن و عدم شناخت هنر به معنای واقعی در جامعه و جهت دار نبودن اهداف هنری افراد می باشد.از محاسن این کارگاه عضویت بدون محدودیت در آن است که خود نشان دهنده ی ابراز عقیده ی آزادانه در آن و در فیلمسازی منحصر به فرد نسل چهارم سینما است. مضافاً به اینکه سانسور به عنوان یک معضل و سد در هنر وجود داشته، منجر به خود سانسوری در ابراز عقیده ی هنرمند می شود که در این نوع نگاه، چنین مساله یی کمتر وجود خواهد داشت! به عنوان آخرین مطلب: جامعه ی هنری به شدت تجاری شده و نیازمند بازنگری و تغییر جهت از چنین مبداءهایی می باشد.

 نوشته مهدی زادمهر عضو فعال کانون فیلم

 

+احمد زاهدی  | 

ما دقیقاً چه می خواهیم؟

باید ابزار سینما را در اختـیار توده های مردم قرار داد؛
در این صورت می توانند درباره خودشان فیلم بسازند
ژان روش، سینماگر مستند ساز فرانسوی

 این نوشتار سعی در تبیین آن‌چه دارد که در کانون فیلم فرهنگسرای دختران در جستجوی آن هستیم. تکمیل و تجربه‌ی مانیفست نسل چهارم سینما. مانیفست نسل چهارم سینما، به قطع تجربه‌یی منحصر به فرد، جدید و دست نایافتنی نبوده، اما تدوین و جمع‌بندی اجرایی آن توسط یک گروه، تازه خواهد بود.
هیچ جنبش هنری شکل نگرفته مگر آن‌که بر شانه‌های تلاش‌های دیگر پیش از خود؛ و هیچ جنبش هنری شکل نگرفته مگر با تخریب آن‌چه پیش از خود به عنوان نیرویی واپس‌گرا و مانع می‌دیده! بدین باور ما هم در پی استفاده از آن‌چه پیشتر بوده نشسته‌ایم و هم قصد داریم بر ویرانه‌های سینمایی که هست، یا ویرانش می‌کنیم! بنایی نو بسازیم.
واقعیت بزرگی در تاریخ سینما وجود دارد و آن این که سینما یک‌بار توسط لومیرها اختراع شد ولی بارها و بارها در طول تاریخ‌اش کشف شد. این کشف‌ها که از رهگذر ساختارشکنی و تجربه‌گرایی می‌گذشت، یافتن نیروهای نهفته در اختراع به‌ظاهر ساده‌ی لومیرها بود که به مرور به سینما، زیباشناسی مستقلی در برابر دیگر اشکال هنری بخشید(1). سینما نیز به مرور پیشرفت کرد و زیباشناسی‌های مختلف را از درون خود پدید آورد و پروراند. مانیفست نسل چهارم سینما می‌تواند در نهایت یکی از این نحله‌ها باشد و همین پیروزی بزرگی‌ست و داعیه‌ی بیش از آن نخواهد بود.
همان‌طور که عباس کیارستمی، فیلمساز برجسته‌ی کشورمان می‌گوید بر این باوریم که: «تنها رسالت هنر، نزدیک کردن مردم به یک‌دیگر است»(2). و نسل چهارم سینما نیز دقیقاً دنبال چنین هدفی است. سینمای نسل چهارم سینما، عاری از هرگونه بی‌عدالتی و منزه از تمام منفعت‌طلبی‌های شخصی یا گروهی و مخالف هر نوع انحصار طلبی خواهد بود. ما آدمیان و زندگی را ارج می‌گذاریم و سینمای‌مان را برای آن‌ها و درباره‌ی آن‌ها بنا می‌نهیم. ما می‌خواهیم سینما که به‌خاطر وجه صنعتی‌اش بیش از هر هنر دیگر در زمانه‌ی ما دستخوش مناسبات سود و سرمایه شده، از قید و بند آن رها شود. مردمی و همه‌گیر و آزاد باشد. و می‌دانیم که آن‌وقت است که سینما به هنری، که باید و شاید مبدل خواهد شد. ما می‌خواهیم همه، همانطور که می‌توانند بنویسند ـ ابزار نوشتن بدون هیچ انحصاری در دست همه هست و همه می‌توانند طبع ادبی و هنری خود را با نوشتن به آزمایش گذارند ـ همه‌گان نیز بتوانند فیلم بسازند و فیلم هم را ببیند. در این مسیر ما نیازمند به تبیین سینمایی بدون سرمایه و نظام پخشی مستقیم و آسان هستیم که مانیفست نسل چهارم سینما در پی آن است. در این راه نیز چون دید سینمایی‌مان منحصر و مستبد نبوده و انتقادها و پیشنهادها را پذیراییم و می‌دانیم که در کنار هم و با هم می‌توانیم در این کره‌ی کوچک زیبا، جهان زیباتری را به‌تصویر بکشیم.

 پانویس‌ها:

(1)آنارشی و وسوسه‌ی فرم در سینمای موج نو فرانسه، میلاد روشنی پایان.
 (2)گفتگوی اخیر عباس کیارستمی با روزنامه گاردین.

+احمد زاهدی  | 

برگزاری پنجمین نشست آموزشی کارگاه آزاد سینمایی کانون فیلم

پنجمین نشست آموزشی کارگاه آزاد سینمایی کانون فیلم روز چهارشنبه ۶/۶/۸۷ در محل همیشگی، سالن سینمای فرهنگسرای دختران برگزار شد. در این نشست فیلم ها آغازین تاریخ سینما: سفر به ماه ساخته ژرژ ملیس و سرقت بزرگ قطار ساخته ادوین اس. پورتر نمایش داده شد و درباره اهمیت آن آثار گفتگو شد. همچنین دو فیلم کوتاه برای آغاز برنامه نمایش فیلم های کوتاه به نامهای برشانه فلات و آپاراتچی از احمد زاهدی توسط مسئول این بخش آقای پوریا رفیعی به نمایش درآمد و در انتهای نشست جلسه نقد و بررسی و پرسش و پاسخ با اعضا در باره این آثار برگزار شد.

همچنین در این جلسه خانم دیبا وظیفه اردلان ۲ فتو رمان، آقای میثم احمدی ۲ فتو رمان و آقای احمد عرب فتو رمان خود را ارائه دادند. این فیلمها در بخش ویدئویهای اینترنتی ما در همین وبلاگ هم، قابل مشاهده است.

پیوندی مفید:
۷ سایت برای تماشای فیلم آنلاین و رایگان

+احمد زاهدی  |