ما دقیقاً چه می خواهیم؟
باید ابزار سینما را در اختـیار توده های مردم قرار داد؛
در این صورت می توانند درباره خودشان فیلم بسازند
ژان روش، سینماگر مستند ساز فرانسوی
این نوشتار سعی در تبیین آنچه دارد که در کانون فیلم فرهنگسرای دختران در جستجوی آن هستیم. تکمیل و تجربهی مانیفست نسل چهارم سینما. مانیفست نسل چهارم سینما، به قطع تجربهیی منحصر به فرد، جدید و دست نایافتنی نبوده، اما تدوین و جمعبندی اجرایی آن توسط یک گروه، تازه خواهد بود.
هیچ جنبش هنری شکل نگرفته مگر آنکه بر شانههای تلاشهای دیگر پیش از خود؛ و هیچ جنبش هنری شکل نگرفته مگر با تخریب آنچه پیش از خود به عنوان نیرویی واپسگرا و مانع میدیده! بدین باور ما هم در پی استفاده از آنچه پیشتر بوده نشستهایم و هم قصد داریم بر ویرانههای سینمایی که هست، یا ویرانش میکنیم! بنایی نو بسازیم.
واقعیت بزرگی در تاریخ سینما وجود دارد و آن این که سینما یکبار توسط لومیرها اختراع شد ولی بارها و بارها در طول تاریخاش کشف شد. این کشفها که از رهگذر ساختارشکنی و تجربهگرایی میگذشت، یافتن نیروهای نهفته در اختراع بهظاهر سادهی لومیرها بود که به مرور به سینما، زیباشناسی مستقلی در برابر دیگر اشکال هنری بخشید(1). سینما نیز به مرور پیشرفت کرد و زیباشناسیهای مختلف را از درون خود پدید آورد و پروراند. مانیفست نسل چهارم سینما میتواند در نهایت یکی از این نحلهها باشد و همین پیروزی بزرگیست و داعیهی بیش از آن نخواهد بود.
همانطور که عباس کیارستمی، فیلمساز برجستهی کشورمان میگوید بر این باوریم که: «تنها رسالت هنر، نزدیک کردن مردم به یکدیگر است»(2). و نسل چهارم سینما نیز دقیقاً دنبال چنین هدفی است. سینمای نسل چهارم سینما، عاری از هرگونه بیعدالتی و منزه از تمام منفعتطلبیهای شخصی یا گروهی و مخالف هر نوع انحصار طلبی خواهد بود. ما آدمیان و زندگی را ارج میگذاریم و سینمایمان را برای آنها و دربارهی آنها بنا مینهیم. ما میخواهیم سینما که بهخاطر وجه صنعتیاش بیش از هر هنر دیگر در زمانهی ما دستخوش مناسبات سود و سرمایه شده، از قید و بند آن رها شود. مردمی و همهگیر و آزاد باشد. و میدانیم که آنوقت است که سینما به هنری، که باید و شاید مبدل خواهد شد. ما میخواهیم همه، همانطور که میتوانند بنویسند ـ ابزار نوشتن بدون هیچ انحصاری در دست همه هست و همه میتوانند طبع ادبی و هنری خود را با نوشتن به آزمایش گذارند ـ همهگان نیز بتوانند فیلم بسازند و فیلم هم را ببیند. در این مسیر ما نیازمند به تبیین سینمایی بدون سرمایه و نظام پخشی مستقیم و آسان هستیم که مانیفست نسل چهارم سینما در پی آن است. در این راه نیز چون دید سینماییمان منحصر و مستبد نبوده و انتقادها و پیشنهادها را پذیراییم و میدانیم که در کنار هم و با هم میتوانیم در این کرهی کوچک زیبا، جهان زیباتری را بهتصویر بکشیم.
پانویسها:
(1)آنارشی و وسوسهی فرم در سینمای موج نو فرانسه، میلاد روشنی پایان.
(2)گفتگوی اخیر عباس کیارستمی با روزنامه گاردین.



