با سلام مجدد
مدتی است که کارگاه سینمایی جدید با عنوان: فیلم خوب دیدن، خوب فیلم دیدن در خانه فرهنگ نور فعال است.
از جمله فیلم هایی که در این کارگاه به نمایش در آمده اند می توان: "ناصرالدین شاه آکتور سینما" اثر محسن مخملباف، "دونده" اثر امیر نادری و "ای ایران" اثر درخشان ناصر تقوایی را نام برد، بنا بر درخواست دوستان شرکت کننده که فیلم های خارجی هم نمایش داده شود. برنامه این هفته "Z" ساخته گوستاو گاوراس خواهد بود. شرکت در جلسات این کارگاه برای عموم آزاد و رایگان است.
هر هفته یکشنبه ها از ساعت 10 صبح در خانه فرهنگ نور واقع در میدان دوم صادقیه (آریا شهر) بلوار آیت الله کاشانی، بعد از پل ستاری، جنب شهر کتاب، خانه فرهنگ نور. تلفن: 8 - 44088707
لطفاً بین دوستان و علاقه مندان اطلاع رسانی کنید

نه هنرپيشه
نه رهبری هنرپيشه
نه نقش
نه بررسی و مطالعهی نقش
نه كارگردانی
بلکه استفاده از نشانههايی كه از زندهگی میگيريم.
ما کارگردان نیستیم، فیلمساز هستیم
در هفته یی که گذشت، دومین جشنواره فیلم مستند سینما حقیقت در تهران برگزار شد. آنچه در زیر می آید یادداشتی از میثم احمدی، از اعضای فعال کانون فیلم است که همه روزهای جشنواره را آمده و با میهمانان و قیلمسازان داخلی و خارجی، به گفتگو نشسته بود.
میثم احمدی: امسال، سال دومی بود که جشنواره ی سینما حقیقت (Cinema Verite) برگزارشد.اما در این دوره یک چیز متفاوت نسبت به دوره ی پیش وجود داشت وآن حضور ریچارد لیکاک(Richard Leacock) مستند سازبزرگ و پرسابقه ی انگلیسی بود.
ریچارد لیکاک در 18 جولای 1921 در لندن به دنیا آمده است و هشت سال ازعمرخود را در جزایر قناری و در مزارع موز پدر خویش گذرانده است. او درهشت سالگی به لندن رفته و در آنجا مشغول به تحصیل میشود.
اولین فعالیتهای هنری اومربوط به عکاسی وی در آن دوران می باشد که ظاهرکننده ی عکسهایش نیز خود او می باشد.اما وی با عکاسی به آن هدفی که در کودکی به دنبالش بوده است,نمی رسد وآن هدف نشان دادن شرایط و شیوه ی زندگی کردن در جزایر قناری به دوستان وهمکلاسان خود می باشد.
وی در یازده سالگی فیلمی مستند از ساخته شدن راه آهن درسیبری می بیند که او را به این فکر وا می دارد که تنها راه برای رسیدن به مقصود خود داشتن یک دوربین فیلمبرداری است.
او اولین فیلم خود را درسن چهارده سالگی وبا عنوان "موزهای جزایر قناری" می سازد که مراحل کامل کاشت تا برداشت و بسته بندی موزها در این جزایررا نشان می دهد و این شروعی بود برای راهی بلند و پربار.
لیکاک را یکی ازپایه گذاران سینمای مستند مستقیم می دانند وازنظرخود او مستند مستقیم یعنی نمایش زندگی به همان شکلی که هست. او از آن دست آدمهایست که اعتقادی به نوشتن فیلمنامه برای فیلمهای مستند ندارد ومعتقد است که فیلمنامه احساس و آزادی را محدود کرده و مانعی بر سر راه خلاقیت کارگردان می باشد.
اوکه اکنون در آستانه ی نود سالگی به سر می برد به همراه همسرخود به ایران سفر کرده است. و این حضور, اتفاق فرخنده ای برای سینمای مستند ما است. همسر آقای لیکاک نیز کارگردان بوده و در بیست سال اخیرنقش دستیار آقای لیکاک را داشته اند.
وی در این سالها وسواس زیادی برای ساخت فیلمهایش به کار نمی برد و تنها با یافتن موضوع مورد علاقه ی خویش به همراه همسر یا دختر خود شروع به فیلمبرداری می کنند.
در این دوره از جشنواره هشت فیلم از کارهای لیکاک نمایش داده شده که در سه تای آنها کارگردان و در باقی فیلمها مدیر فیلمبرداری بوده و دوست وهمکاروی رابرت درو(Robert Drew) کارگردانی را برعهده داشته است.
من این شانس و افتخار را داشتم که در لحظات پایانی جشنواره در کنار او باشم ودست او را به خاطرهنرو انسانیتش وهمچنین حضورش در ایران به گرمی بفشارم.
پیوند مرتبط:
گزارش روزانه جشنواره سینما حقیقت را بخوانید
اصالت فرهنگ و هنر
به نظرمن تمام اعتبار یک ملت و سهم زیادی از اقتدار یک کشوربه فرهنگ غنی بر پایه ی تفکری ناب است.
با آگاهی مردم یک جامعه است که جامعه رو به تعالی گام بر میدارد و یکی از ارکان اصلی این آگاهی به طورحتم فرهنگ و هنر یک ملت است.
پایداری هنرجز پایدارترین پایداریهاست وعلت آن است که سرو کار آن باروح جان آدمیست وجدای ازمادیت وجسمیت است.
گرچه باید گفت که امروزه متاسفانه هنر تا حدود زیادی کاربردی ابزاری وجنبه ی مادی پیدا کرده است و از مسیر اصلی خود خارج شده است و گاه وبی گاه برای مقاصدی پوچ وبی ارزش قدم به پیش میگذارد و آن چنان که باید رسالتی که بر دوش آن است به انجام نمی رساند.
ولی میدانیم که هدف اصلی هنرچیزی جزشناساندن و نشان دادن زیبای ها..خوبی ها..پاکی ها ومانع شدن بر سر بدیها نیست ونباید این امرکه اگر فرهنگ وهنراز بشرگرفته شود زندگی رو به تزلزل ونابودی ویا آن که حداقل به سوی سردی وتکراری بودن کشیده میشود شک کرد.
برای جهانی شدن تنها علم و اقتصاد پوینده وفعال کارساز نیست بلکه در کنار این دو اصلی نهفته وپنهان است که ازآن به عنوان فرهنگ یاد میشود.
فرهنگ راه شکستن مرزهاست..مرزهای جغرافیایی و هنر راهی برای وصل کردن و نزدیک کردن دلهاست..راهی برای فراموش کردن کینه ها و خودخواهی هاست..برای دیدن زیبای هاست.
ما نیز به سهم خود درکارگاهمان و در محفل ارزشهایمان به دنبال آن هستیم که در حد توان خود قدم به سوی انسانیت و هنری انسانی برداریم و از اصالت هنر صیانت کنیم.
نوشته میثم احمدی عضو فعال کانون فیلم

در نگاه اول، کارگاه فیلمسازی، معانی مختلفی را به ذهن متبادر می سازد. افراد هنرجو نیز هرکدام با طرز فکر و دیدگاه های مختلف، مطمئناً به قصدی وارد این کلاس ها می شوند. از نظر من هنرجویی که به واقع قصد استفاده از این کلاس ها را دارد، بایستی ابتدا به خودشناسی و سپس به شناخت جامعی از هنر دست یابد و حد و حدود علاقه ی خود به هنر را معین سازد و سپس به فیلمسازی کوتاه پرداخته و با ایجاد کردن هدف (نه الزاماً بزرگ) در این راه نو قدم بردارد. از کاستی هایی که می توان در این نوع کارگاه به آن اشاره کرد، نبود بحث های جمعی بین هنرجوهاست، که به نظر دلیل اصلی آن شناسانده نشدن و عدم شناخت هنر به معنای واقعی در جامعه و جهت دار نبودن اهداف هنری افراد می باشد.از محاسن این کارگاه عضویت بدون محدودیت در آن است که خود نشان دهنده ی ابراز عقیده ی آزادانه در آن و در فیلمسازی منحصر به فرد نسل چهارم سینما است. مضافاً به اینکه سانسور به عنوان یک معضل و سد در هنر وجود داشته، منجر به خود سانسوری در ابراز عقیده ی هنرمند می شود که در این نوع نگاه، چنین مساله یی کمتر وجود خواهد داشت! به عنوان آخرین مطلب: جامعه ی هنری به شدت تجاری شده و نیازمند بازنگری و تغییر جهت از چنین مبداءهایی می باشد.
نوشته مهدی زادمهر عضو فعال کانون فیلم