هرگونه برداشت از اين متن، در هر زماني و به هر دليلي و توسط هر شخصي، بدون ذكر ماخذ و نويسنده ممنوع است.
احمد زاهدی
در زمانهيي زندگي ميكنيم كه هنرها از شكل تك بعدي خود خارج شده و هنرهاي تلفيقي يا بين رشتهيي از هر سو رستهاند؛ سينما شايد از سويي نخستين هنر تلفيقي و از سويي مدرنترن هنر از هفتگانهي هنرهاي ناب است. هفتمين هفتگانهيي قديميتر و البته هم نابتر و آغاز تركيب و تلفيق صنعت است در يك هنر به شكلي مستقيم. اين صنعت اكنون با پيدايش فناوري ديجيتال و همهگيري اين فنآوري در زمانهي ما، با توجه به سهولت دسترسي و كم بودن هزينههاي مادي، عموميتر شده است. با تجهيز گوشيهاي تلفن همراه به دوربينهاي فيلمبرداري، امروزه هر شخصي قادر به ثبت و ضبط تصاوير مختلف است. چگونگي ضبط و ثبت تصاوير و ارائهي بهتر آن ميتواند به همهگان در انتقال تجربيات و ديدهها به ديگران كمك كند.
اگرچه تصويربرداري و خاصه تصويربرداري ويدئو در قاب كوچك نيازمند زيباشناسي خاص خود است، اما اين زيباشناسي بر پايهی همان زيباشناسي سينماي كلاسيك بنا شده است؛ بنابر اين شناخت سينما، آنگونه كه بوده و در سينماي حرفهيي هنوز هست، همواره لازم مينمايد.
كانون فيلم قصد دارد، برپايهي مفاهيم كلاسيك سينمايي، راهكاري آموزشي ارائه دهد براي توليد و بازاريابي و عرضهي شكلي ديگر از سينما كه به نسل چهارم سينما مشهور گشته است. نسلي كه پس از سينماي روي پرده و نگاتيو، تلوزيون، مانيتور كامپيوترها، حالا روي صفحهي كوچك گوشيهاي مختلف تلفنهاي همراه توليد و عرضه ميشود.
از اينكه ويدئو (فيلم) ساختن آسان و عمومي شود، نبايد هراس داشت. چرا كه وقتي نوشتن آسان و عمومي ميشود همهي جامعه يكباره نويسنده نميشوند و يا همهي نوشتهها يكباره مبتذل نشدهاست. بايد زيباشناسي سينما را دانست و آن را گسترش داد، بايد تا ميتوان از روزمرگيهاي زندگي مردم سند و تصوير تهيه كرد. اينها ميراث انساني خواهد بود. و داراي اهميت فراوان است.
سالها پيش تئوري دوربين ـ قلم در ميان نظريهپردازان و سينماگران مطرح بود، امروز زمان عملي آن فرا رسيده است. حال كه دوربين ضبط تصاوير ويدئويي مانند يك قلم در جيب همهي مردم به راحتي پيدا ميشود، ميتوان خيل عظيمي از تصاوير ويدئويي را تهيه و توزيع كرد. و از آن در جهت پيشبرد تكنولوژي، آموزش و پرورش، سرگرمي و هنر نيز استفاده برد. و هم ميتوان با ابتذالي كه محصول ناآگاهي از استفادهي از اين امكان است به اين طريق مبارزه كرد. بايد دانست كه هر رخدادي ارزش ثبت ندارد و نبايد هرچه را با ويدئو ضبط كرد. بايد براي تصاوير و آنچه در آن است ارزش قائل شد. تا كار حاصل ارزشمند شود. و هدف ما انتقال آگاهي و ايجاد چنين ارزشهايي است.
نبايد هراس داشت، هر آغازي، بيخطا و عاري از عيوب نبوده و نيست و نخواهد بود. آغاز صرفاً به لطف و درك آدمي، خود فينفسه داراي اهميت است. راه را رهروان بسيارند كه ميپيمايند. اما براي آغاز نياز به دستورالعملي و شيوهيي و راهنمايي است، تجربههايي كه آموزندگان به وسيلهي آن راههاي خطاي كمتري را بيازمايند.
آنچه بيشتر مورد نظر است عبارت از عناوين زير خواهد بود:
طرح: براي بسط تصويري يك ايده نياز به شناخت مديوم موجود است. تئوري سينما و ادبيات فيلم را بايد شناخت و ويدئو و ابزار را آموخت و از تركيب ايندو طرح را سامان داد. در نسل
چهارم سينما كه به وسيلهي دوربينهاي كوچك ويدئويي تلفنهاي همراه ساخته شود و قريب به اتفاق در همان مانيتورهاي تلفنهاي همراه نيز نمايش داده شود، زيباشناسي خاصي بايد مد نظر قرار گيرد، همانطور كه تلوزيون، پس از پيدايش و همهگيرياش زيباشناسي خاص خود را براي ارائهي تصاوير آفريد، همينطور ويدئو ـ آرتها و ... فيلمهاي كوچكي كه با تلفنهاي همراه (دستي) هم ساخته ميشوند، داراي زيباشناسي خاص خود هستند كه منطبق (گاهي وسيعتر و گاهي نه) بر زيبا شناسي سينماي كلاسيك است.
در سبك كار نبايد اصرار بر شيوهي خاصي داشت. اگرچه مفيدتر و موثرتر خواهد بود و بوده اگر اين نوع ويدئوها، از مضامين و رخدادهاي واقعي برداشته شود. اما از آنجا كه دوربين (ناظر ـ راوي) همواره و هميشه تنها بخشي از واقعيت را و از آن بخش نيز با توجه به كميت تكنولوژيك ضابط، بخشهايي را ثبت ميكند. بنابراين اصراري بر مستند سازي و اطلاق مستند به ويدئوي حاصل، نيست. و آن ويدئوهاي ميتوانند داستاني، و داراي سبكهاي مختلف، رئاليستي، اكسپرسيونيستي و سورئاليستي باشند و...
توليد: براي توليد يك ويدئوي كوتاه با دوربينهاي كوچك بايد از حداقل امكانات حداكثر استفاده را برد. بايد از دوستان و اطرافيان و خانواده به عنوان عوامل و نيروهاي داوطلب استفاده كرد و در حين كار از آنان آموخت و به آنان آموزاند. كيفيت تصاوير هماناندازه كه قابل رويت و تشخيص باشد، كفايت ميكند.
در توليد اثر بايد بيشترين مراعات حضور و احترام را براي آدميان داشت، چرا كه نبايد اجازه داده شود كار توليد چنين ويدئوهاي كوچكي با فضولي و يا پاپاراتزيها اشتباه گرفته شود. كار توليد ويدئوهاي كوچك، يك فرايند هنري است و نه يك فرايند انتفاعي. كارگردان و توليد كننده اين ويدئوها يك هنرمند است و نه يك خبرنگار يا وقايعنويس، كه از توليد اثرش سود و منفعت ببرد...
توليد فيلم(ويدئو)ي نسل چهارم نيز مانند ساير توليدات سينما در گذشته، در هر شكلي كاري گروهي است كه نياز به همكاري و همفكري جمعي از آدميان دارد.
تدوين: تدوين ويدئوها را به دو صورت ميتوان انجام داد، هم به شكل همزمان، همانند روزهاي نخست اختراع سينما (تدوين و برش در دوربين) و هم با استفاده از نرمافزارهاي رايانهيي موجود. بايد توجه داشت كه از نماهاي درشت بيشتري استفاده شود و نمايي كه داراي جزعيات كمتري باشند.
توزيع: توزيع فيلم(ويدئو)ها از طريق امكانات مخابراتي تلفنهاي همراه و يا سايتهاي رايگان بارگزاري و بهاشتراك گذاري اينترنتي انجام ميشود. بهتر است هيچ محدوديتي براي تكثير اين آثار ايجاد نكنيم و خروجي به تمام فورمتهاي موجود تهيه و در دسترس همگان قرار گيرد.
ما مخالف هرگونه انحصار در فرايند بالا هستيم. و فيلم ميسازيم تا آدمهاي گوناگون بتوانند ببينند و بدانند كه ميتوان زندگي را به تصوير كشيد و در راه زيباتر شدن آن بهاين وسيله كوشيد. ميتوان سخن گفت و سخن را پراكند و از آفت بازدارندهي سرمايه دور ماند. ميتوان ماند و با سينماي نسل چهارم، جاودانه شد.
نسل چهارم سينما نبايد در انحصار عدهيي خاص باشد و نبايد با مجوزها و مصوبهها محدود و يا بيپروا و ياغي شود. نسل چهارم سينما مدرن، ضد سنتهاي هاليوودي و پايبند به عرف و انسانيت است.
مباحث مرتبط:
چند بند از پیش نویس مانیفست نسل چهارم سینما ۲۷/۵/۱۳۸۷



